الشيخ رسول جعفريان

696

رسائل حجابيه (فارسى)

1326 ش ) در طهران بوده و سپس از آنجا به يزد تبعيد شده است . در دورهء نخست ، تلاش او به‌طور عمده بر ضد فعاليت جمهورىخواهى رضا خان بوده و اخبار فعاليت‌هاى او را در مطبوعات آن زمان كه به‌طور عمده با پول رضا خان اداره مىشده و بر ضد سلطنت قاجاريه مطلب مىنوشته‌اند ، مىتوان ديد . در آن روزگار ، حمله به روحانيت بالا گرفته و خالصىزاده به دليل شهرت يافتنش به مخالفت با رضا خان ، هدف انتقادها و طنزهاى تند هواداران رضا خان و مطبوعات و جرايد وابسته به وى بوده است . شرح فعاليت‌هاى او را عين السلطنه در مجلدات هشتم و نهم خاطرات خويش آورده و گزارشى از اقدامات او و نيز مطالبى كه در شهر دربارهء وى شايع بوده يا مطبوعات بر ضد او مىنوشته‌اند ، درج كرده است . طبعا براى كسى كه در صدد نگارش شرح‌حال تفصيلى اوست ، مطالب مفيدى در خاطرات عين السلطنه آمده است . دورهء دوم فعاليت مرحوم خالصىزاده پس از سال 1324 ش بوده است كه به مدت دو سال و اندى ادامه داشت و اين زمان وى در تهران مجلهء هفتگى نور و روزنامهء وظيفه را چاپ مىكرد . در اين دوره نيز به دلايل سياسى ، وى به يزد تبعيد شده ، در اواخر سال 27 از يزد به تهران عودت داده شده ، « 1 » و در نهايت به سال 1328 ش به عراق مراجعت داده شده است . وى در 30 آذر سال 1342 ش درگذشت . خالصىزاده در بعد اصلاح‌گرى مذهبى خود ، ادامه‌دهندهء خطى است كه پيش از وى تا اندازه‌اى شريعت سنگلجى منادى آن بوده و پس از وى نيز كسانى چون ابو الفضل برقعى و حيدر على قلمداران و مصطفى حسينى طباطبايى و عده‌اى ديگر رهرو آن بوده و هستند . خط انديشهء اصلاح‌گرى او را با بررسى تفصيلى در آثارش مىتوان دريافت . اين اقدام او سبب شد تا وى هيچگاه موقعيت ممتازى در ميان علماى سنتى به دست نياورده و نه تنها در ايران ، بلكه بعدها نيز كه به كاظمين رفت ، جز چند مريد سرسپرده ، هوادارى از ميان عامهء مردم نداشته باشد . شرحى كوتاه و البته جانبدارانه از شيخ محمد خالصى در مقدمهء همين رسالهء حجابيه آمده است كه در ادامه خواهيم آورد . « 2 » فهرستى از تأليفات خالصى را خانبابا مشار آورده « 3 » كه در ادامه درج خواهيم كرد . افزون

--> ( 1 ) . بنگريد : سيرى در نهضت ملى شدن صنعت نفت ، خاطرات شمس قنات‌آبادى ، ( تهران ، 1377 ) ص 121 ( 2 ) . همچنين شرح احوال وى در اين منبع آمده است : ميعاد با سپيده‌گشايان ، آرش مردانىپور ، صص 58 - 76 . در آنجا فهرست ناقصى از تأليفات وى آمده است . ( 3 ) . مؤلفين كتب چاپى ، ج 5 ، صص 450 - 452